Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شاه ابدالان

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑːh ebdˈɑlɑn/ تلفظ :‌ [S'A:h ebd'AlAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شاه
  • شاه اباد
  • شاه اباد بربری
  • شاه اباد عرب
  • شاه اباد غرب
  • شاه اباد کرد
  • شاه ابه
  • شاه ابوالقاسم
  • شاه اجاق
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شاه ابدالان . [ هَِ اَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) لقبی است که برعده ای معلوم از صلحا و خاصان خدا گذارند و گویند هیچگاه زمین از آنان خالی نباشد. رجوع به ابدال شود.

شاه ابدالان. [ هَِ اَ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) لقبی است که برعده ای معلوم از صلحا و خاصان خدا گذارند و گویند هیچگاه زمین از آنان خالی نباشد. رجوع به ابدال شود.شاه ابدالان. [ هَِ اَ ] ( اِخ ) ق...

فرهنگ فارسی

قطب الدین حیدر که در تذکره هفت اقلیم در ذیل شهر تربت او را چنین معروف میکند : شیخ قطب الدین حیدر قطب وقت بود و حیدریان بوی منسوب اند در تاریخ مبارکشاهی آمده که ویرا شاه ابدالان میگفته اند و مظهر آثار غریبه و امور عجیبه بود چنانکه در تابستان به آتش در می آمده و زمستان در میان برف می نشسته و گاه گاه ویرا در بالای قبه یا شاخ درختی میدیده اند که صعود طیور بر آن مشکل بود .

کلمات مرتبط

  • شاه
  • شاه اباد
  • شاه اباد بربری
  • شاه اباد عرب
  • شاه اباد غرب
  • شاه اباد کرد
  • شاه ابه
  • شاه ابوالقاسم
  • شاه اجاق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات