معانی کلمه : شاهین
لغت نامه دهخدا
شاهین . (اِخ ) این کلمه را بعنوان نام بکار برده اند چنانکه بیست و دو تن از سران و ناموران ایرانی و ارمنی و ترک و تازی که شاهین نام داشتند در نام نامه ٔ ایرانی یاد شده اند. (فرهنگ ایران باستان ص 296 و بعد).
فرهنگ عمید
۱. (زیست شناسی ) پرنده ای شکاری از خانوادۀ باز، با منقار کوتاه، دم بلند، چنگال های قوی.
۲. زبانۀ ترازو، میله یا آلتی که دو کفۀ ترازو را به آن آویزان می کنند.
۲. زبانۀ ترازو، میله یا آلتی که دو کفۀ ترازو را به آن آویزان می کنند.
فرهنگ معین
(اِ. ) ۱ - از پرندگان شکاری شبیه به عقاب . ۲ - زبانة ترازو.
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
نام پرنده ای شکاری - استعاره ای از عدالت و مساوات
نقل قول
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: šāhin) نوعی پرندهی شکاری از خانوادهی باز ؛ (در قدیم) (درگاه شماری) برج میزان ؛ (در قدیم) (در نجوم) سه ستاره در امتداد خط مستقیم در صورت فلکیِ نسر طایر ؛ (در قدیم) (در موسیقی) از آلات بادیِ موسیقی که در اوایل عهد اسلامی رایج بوده است .
گویش اصفهانی
تکیه ای: šâhin
طاری: tirak
طامه ای: siyâhtâs
طرقی: šâhin
کشه ای: šâhin
نطنزی: šâhin
مترادف و متضاد
زبانه، میله
شاهباز، عقاب، لاچین
۱. شاهباز، عقاب، لاچین
۲. زبانه، میله
واژه نامه بختیاریکا
شابیم
فرهنگستان زبان و ادب
{Alshain} [نجوم] زیرکوتوله ای با قدر 3/7 و فاصلۀ 45 سال نوری از زمین
{beam} [موسیقی] یک یا چند خط که جانشین پرچم های نُت های مجاور می شود و آنها را به هم متصل می کند
{beam} [موسیقی] یک یا چند خط که جانشین پرچم های نُت های مجاور می شود و آنها را به هم متصل می کند
