معانی کلمه : شانه
لغت نامه دهخدا
شانة. [ ن َ] (اِخ ) نام قریه ای است بمصر. (از معجم البلدان ).
شانة. [ ن ن َ ] (ع اِ) مسیل آب بطرف دره و رودبار. ج ، شَوان ّ. (از معجم الوسیط).
فرهنگ عمید
شان۳#NAME?
دوش؛ کتف؛ جای اتصال دست به تنه؛ استخوان کتف.
وسیلهای دندانهدار که با آن موی سر را هموار و مرتب میکنند؛ سرخاره.
وسیله ای دندانه دار که با آن موی سر را هموار و مرتب می کنند، سرخاره.
= شان۳
فرهنگ معین
( ~ .) (اِ.) خانة زنبور عسل .
( ~ .) [ په . ] ابزاری دندانه دار که با آن موی یا ریش را مرتب کنند.
(نِ) (اِ.) استخوان کتف ، دوش . ؛ ~خالی کردن کنایه از: مسولیت کاری را نپذیرفتن .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
قسمتی از قوس یا چَفته که در میان تاج و پاکار قرار دارد
( اسم ) خانه زنبور عسل شان .
مسیل آب بطرف دره و رودبار
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
وسیله بافندگی سنتی و به ارتفاع تقریبی چهل سانتی متر که نخ ...
گویش اصفهانی
تکیه ای: šuna
طاری: šuna
طامه ای: šâna
طرقی: šâna
کشه ای: šâna
نطنزی: šuna
تکیه ای: šuna
طاری: šuna
طامه ای: šuna
طرقی: kol / šâna
کشه ای: šâna
نطنزی: šuna
مترادف و متضاد
شیار
خشاب
کرکیت
مشاط، مشط
شان، کندو
دوش، کت، کتف، کول
۱. دوش، کت، کتف، کول
۲. مشاط، مشط
۳. شیار
۴. خشاب
۵. کرکیت
۶. شان، کندو
واژه نامه بختیاریکا
فرهنگستان زبان و ادب
{hay rake} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] ماشینی برای جمع آوری علوفۀ دروشده و ردیف کردن آنها
{shoulder} [مهندسی بسپار- تایر] بخشی از تایر که بین رویه و دیواره قرار دارد
