Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شانس

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑns/ تلفظ :‌ [S'Ans]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • شانس خوب داشتن
  • شانس نیاوردن
  • شانس اخلاقی
  • شانس اوردن
  • شانس ایرلندی
  • شانس بری لیندون
  • شانس بزرگ
  • شانس بیار
  • شانس تو
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

شانس. ( فرانسوی ، اِ ) بخت و اقبال. اختر. طالع.

فرهنگ عمید

۱. بخت، اقبال، طالع.
۲. میزان احتمال.

فرهنگ معین

[ فر. ] (اِ. ) ۱ - بخت ،اقبال . ۲ - فرصت .

دانشنامه آزاد فارسی

شانس (chance)امکان یا احتمال وقوع یک پیشامد. شانس به صورت کسر یا درصد بیان می شود. مثلاً، شانس این که سکه ای که انداخته می شود «شیر» بیاید، ۵۰ درصد است. بررسی علمی شانس از مشورت شوالیۀ مره با بلز پاسکال دربارۀ امکان کاهش باخت هایش در قمار سرچشمه گرفت. در ۱۶۶۴، پاسکال طی مکاتبه با ریاضی دانی دیگر با نام پیِر دو فرما نظریۀ شانس (احتمال) را پی ریخت. این نظریه مبنای علم آمار است.wikijoo: شانس...

فرهنگ فارسی

طالع، بخت، اقبال
بخت طالع اقبال . توضیح احتراز از استعمال این کلمه بیگانه اولی است .

دانشنامه عمومی

شانس همان اقبال یا بخت است؛ چه بد باشد یا خوب. آنچه به عنوان شانس رخ می دهد، خارج از کنترل فرد است و بدون توجه به اراده، قصد، یا نتیجهٔ مورد نظر است. دیدگاه فرهنگ ها نسبت به شانس از احتمال و تصادف تا ایمان و خرافه متفاوت است. برای نمونه، رومیان برای تجسّم شانس به الهه فورتونا معتقد بودند.بخت و شانس از واژه هایی است که گاهی در بین مردم به کار می رود و بیشتر ریشه در ادبیات و شعر و فرهنگ عامه دارد.بع...

نقل قول

شانس، اقبال یا فرصت همان بخت است. چه بد باشد یا خوب. آنچه بعنوان شانس رخ می دهد خارج از کنترل فرد است و بدون توجه به اراده، قصد، یا نتیجه مورد نظر است. دیدگاه فرهنگ ها نسبت به شانس از احتمال و تصادف تا ایمان و خرافه متفاوت است. برای نمونه، رومیان برای تجسم شانس به الهه فورتونا معتقد بودند.بخت و شانس از واژه هایی است که گاهی در بین مردم استعمال می شود و بیشتر ریشه در ادبیات و شعر دارد.• « هرگز دست ...

مترادف و متضاد

اقبال، بخت، طالع

chance (اسم)تصادف، پا، فرصت، شانس، بخت، مجالhandsel (اسم)پیش قسط، فال، شانس، پول، هدیه، رونما، دشت اول صبحluck (اسم)طالع، سعادت، شانس، بخت، خوش بختی، اقبال، سعد کوفی، توفیقodds (اسم)فرصت، شانس، فرق، عدم توافق، نا برابری، احتمالات، احتمال و وقوع، تمایل بیک سوfortune (اسم)طالع، دارایی، اتفاق افتادن، شانس، بخت، مال، خوش بختی، ثروت، بحی واقبالfortuity (اسم)تصادف، حادثه، اتفاق، ش...

فرهنگ فارسی ساره

بخت

واژه نامه بختیاریکا

بر خدادادی؛ تیگ ری

کلمات مرتبط

  • شانس خوب داشتن
  • شانس نیاوردن
  • شانس اخلاقی
  • شانس اوردن
  • شانس ایرلندی
  • شانس بری لیندون
  • شانس بزرگ
  • شانس بیار
  • شانس تو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات