شالم. [ ل ِ ] ( ع اِ ) دانه تلخ که با گندم آمیزد. ( ازاقرب الموارد ). گندم دیوانه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). چَودار ( در تداول مردم قزوین ). شَولَم. شَیلَم. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به شیلم شود. || بعربی سیم است. ( فهرست مخزن الادویه ).