شال . (اِخ ) نام قصبه ای است که سه فرسخ با قندهار فاصله دارد. (تاریخ شاهی ص 168).
شال . (معرب ،اِ) نوعی ماهی دریایی . (از اقرب الموارد). بگفته ٔ صاحب نشوء اللغة این کلمه معرب کلمه ٔ یونانی بالئنا است . (نشوء اللغة ص 82).
۱. نوعی پارچۀ ساده یا گلدار که از پشم یا کرک بافته میشود. Δ شال کرمانی و شال کشمیری معروف است.
۲. بالاپوشی که از پارچۀ پشمی خشن میدوزند و کشاورزان به تن میکنند.
۳. پارچهای دراز و کمپهنا که دور کمر یا سر میبندند.
← شمار اتصال لیگاند
پارچه ای پشمین که دور سر،کمر و یا گردن بندند
۱شغال ۲در پهلوی و سانسکریت سرگاتا هم آمده است
تکیه ای: šâl
طاری: šâl
طامه ای: šâl
طرقی: šâl
کشه ای: šâl
نطنزی: šâl
شال، نوارى پشمى به اندازه تقریبى 15×150 سانتىمتر که به کمر یا سر و گردن بندند.
بالاپوش
کمربند، میانبند
۱. کمربند، میانبند
۲. بالاپوش