Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شاشک

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑʃak/ تلفظ :‌ [S'ASak]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • شاشک بزوئن
  • زوسیما شاشکوف
  • شاشکا
  • شاشکان
  • قنات شاشکی ملایر
  • کیکا شاشکویچووا
  • رزک شاهک
  • شاخک
  • شاخک انداز خودکار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

شاشک. [ ش َ ] ( اِ ) شارشک. شاشاک. شاشنگ. شوشک. مرغکی است ضعیف که آن را تیهو و سوسک و شوشک و شیشو نیز گویند. به تعریبش تیهوج خوانند. ( شرفنامه منیری ). بمعنی شوشک است. ( اوبهی ). تیهو را گویند. ( فرهنگ جهانگیری ). تیهو باشد و آن جانوری است شبیه به کبک لیکن از آن کوچک تر میشود. ( برهان ). مرغی است بنام تیهو. ( شعوری ). || رباب چهارتاره را نیز گویند. ( شرفنامه منیری ). ربابی باشد چهار تاره. ( فرهنگ ...

فرهنگ عمید

۱. (موسیقی ) رباب، چهارتار.
۲. (زیست شناسی ) تیهو.

کلمات مرتبط

  • شاشک بزوئن
  • زوسیما شاشکوف
  • شاشکا
  • شاشکان
  • قنات شاشکی ملایر
  • کیکا شاشکویچووا
  • رزک شاهک
  • شاخک
  • شاخک انداز خودکار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات