آشامنده، نوشنده، شارب خمر، باده خوار، میخوار، سبیل، موهای پشت لب، بروت، سبیلت هم میگویند ۱ - ( اسم ) نوشنده آشامنده شارب خمر . ۲ - ( اسم ) موی روی لب مرد سبیل بروت یکی از دوبروت یا مازاد بروت که بر لب زبرین گذرد .
دانشنامه عمومی
شارِب به نوع ویژه ای از مو یا پرهای حسگر در بعضی جانوران، به ویژه پستانداران و پرندگان، گفته می شود. این موهای دراز و از جنس کراتین به عنوان نوعی حسگر طبیعی مسئول انتقال نوسان های خود به پایه شان در پوست و از آنجا به مغز هستند. در انتهای هر کدام از موهای شارب در پوست عصب های فشرده ای قرار دارند که مسئول حس چنین نوسان هایی هستند. همهٔ نخستیان به جز انسان دارای شارب های حسگر هستند.شارب های حسگر یک گ...
مترادف و متضاد
سبیل
آشامنده، نوشنده
۱. سبیل ۲. آشامنده، نوشنده
whisker(اسم)
ریش، شارب، موی اطراف گونه و چانه، جاروب کوچک
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] موی پشت لب بالا که به لب زیرین برسد را در اصطلاح شارب می گویند. از احکام آن در بابهای طهارت، صلات، حج و حجر سخن گفته اند.آن مقدار از موی سبیل که لبها را پوشانده شارب گویند.برخی شارب را به خود سبیل نیز معنا کرده اند. لیکن برخی لغویان آن را نادرست دانسته اند. بسیاری از آنان تنهاهمان معنای ذکر شده در شناسه را ذکر کرده اند.احکام شارب← مستحبات و مکروهات در شارب ۱. ↑ القاموس المحیط، واژه «شرب...