شادنج. [ دَ ن َ ] ( معرب ، اِ ) معرب شادنه. حجرالدم . ( ذخیره خوارزمشاهی ). حجر الطور. حجر هندی. بیدوند. معرب شادنه و آن را حجرالدم نیز گویند و آن سنگی است نرم و کوچک عدسی الشکل جهة اسهال دموی و قرحه امعاء و زحیر وسل نافع. ( منتهی الارب ). ابوریحان در کتاب الجماهر فی معرفة الجواهر آرد: جالینوس گفته است که شاذنه بخاطر سرخی رنگ سوده آن حجر الدم خوانده شده... و عطاردبن محمد الحاسب را کتابی است موسوم ...
فرهنگ عمید
شادنه#NAME?
= شادنه
فرهنگ فارسی
سنگی است عدسی شکل به رنگهای مختلف : زرد سرخ سفید خاکستری کبود و بهترین آن سرخ عدسی شکل است و آن در هندوستان به دست آید و در طب قدیم مستعمل بود شادانج شادنج سادنه حجرالدم حجرالطور .