Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ شادقولی

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑdq1oːlˌi/ تلفظ :‌ [S'Adq1o:l,i]
لغت نامه دهخدا
  • شاد قولی
  • شاقولی
  • شاقولی افتادن
  • شادقلی
  • اب انبار شادقلی خان
  • شادلی
  • شاقول
  • شاقول نوری
  • شامپولیون
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

شادقولی . (اِخ ) از جمله مواضع و دیه های الرودابان . (تاریخ قم ص 135).

شادقولی . (اِخ ) از طسوج ابرشتجان . (تاریخ قم چ سید جلال الدین طهرانی ص 114).


کلمات مرتبط

  • شاد قولی
  • شاقولی
  • شاقولی افتادن
  • شادقلی
  • اب انبار شادقلی خان
  • شادلی
  • شاقول
  • شاقول نوری
  • شامپولیون
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات