Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سیه گری

تلفظ بین المللی : /sˌijahɡˈari/ تلفظ :‌ [s,ijahg'aRi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سره گری
  • سید گری
  • گری سی بجورکلوند
  • گری سی کلی
  • گری سیک
  • یواس ان اس سی اس گری فاکس
  • گریستن همراه با سکه کردن
  • البرت سی گرین
  • اچ ام سی اس گریلس
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سیه گری. [ ی َه ْ گ َ ] ( حامص مرکب ) حیله گری. فریبگری :
کرده اند از سیه گری خلقی
با همه کس پلاس با ما هم.
کمال الدین اسماعیل.
گرچه سپیدکاری است از همه روی کار تو
لیک قیامت است هم زلف تو در سیه گری.
خاقانی.

فرهنگ فارسی

سیاه کردن
حیله گری . فریبگری

کلمات مرتبط

  • سره گری
  • سید گری
  • گری سی بجورکلوند
  • گری سی کلی
  • گری سیک
  • یواس ان اس سی اس گری فاکس
  • گریستن همراه با سکه کردن
  • البرت سی گرین
  • اچ ام سی اس گریلس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات