معانی کلمه : سیمین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. آنچه سفید و به رنگ نقره باشد.
۲. هر چیزی که از نقره ساخته شده باشد.
۲. هر چیزی که از نقره ساخته شده باشد.
فرهنگ معین
(ص نسب . ) ۱ - نقره ای . ۲ - سفید، روشن . ۳ - خوب ، ظریف .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
منسوب به سیم، آنچه که سفیدبرنگ نقره باشد
( صفت ) منسوب به سیم ۱ - نقره یی ساخته از سیم . یا سیمین صولجان . هلال ماه نو . یا سیمین قواره . ماه قمر . ۲ - سفید روشن . ۳ - خوب ظریف .
( صفت ) منسوب به سیم ۱ - نقره یی ساخته از سیم . یا سیمین صولجان . هلال ماه نو . یا سیمین قواره . ماه قمر . ۲ - سفید روشن . ۳ - خوب ظریف .
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: simin) (سیم = نقره + ین (پسوند نسبت)) ، ساخته شده از نقره ، نقرهای رنگ ، سفید و درخشان ؛ (به مجاز) زیبا .
مترادف و متضاد
ظریف
سپید، نقرهای
۱. سپید، نقرهای
۲. ظریف
silvern (صفت)
نقرهای، سیمابی، نقره فام، دارای صدای نقره، سیمین
silvery (صفت)
براق، سفید، صاف، نقره فام، سیمین
