Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سیلان

تلفظ بین المللی : /sˈejlɑn/ تلفظ :‌ [s'ejlAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • سیلان ویلان
  • سیلان بزاق
  • سیلان دم
  • سیلان ذهن
  • سیلان ایندیان
  • سیلان تپه
  • سیلان مینه سوتا
  • اسیل سیلان
  • الکوکسی سیلان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

سیلان . [ ] (اِخ ) تیره ای از طایفه ٔ کیومرسی ایل چهارلنگ بختیاری . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 76).

سیلان . [ س َ ی َ ] (ع مص ) جاری شدن و روان گردیدن آب ، شراب و امثال آن باشد. (برهان ). روان شدن آب ، خون و مانند آن . (منتهی الارب ) (غیاث ) (آنندراج ).رفتن آب . (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص 60)....

فرهنگ عمید

روان شدن آب، جاری شدن آب، خون یا مایع دیگر.

فرهنگ معین

(اِ.) 1 - شیره ای که از خرمای رسیده بچکد. 2 - نوعی دوشاب .

(سَ یَ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) روان شدن آب . 2 - (اِمص .) روانی .

(سَ یَ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) روان شدن آب . ۲ - (اِمص . ) روانی .
(اِ. ) ۱ - شیره ای که از خرمای رسیده بچکد. ۲ - نوعی دوشاب .

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:سری لانکا
wikijoo: سیلان

فرهنگ فارسی

یا سیلان یاسری لانکا کشوریست ( جزیره ای ) در جنوب هندوستان که بواسطه تنگه ((پالک ) ) از هندوستان جدا می شود مساحت آن ۶۵۶٠۷ کیلومتر و ۱۴۲۷٠٠٠٠ تن سکنه دارد . پایتخت آن کلمبو است و محصول عمده آن چای برنج ادویه کائوچوک و روغن خرماست. سراندیب توده ایست کوهستانی که بسوی جنوب بر ارتفاع آن افزوده میشود تا به ۲۵٠٠ متر ارتفاع میرسد . جمعیت در مغرب و جنوب جزیره متمرکزند . توضیح در روایات آمده که آدم ابو الب...

دانشنامه عمومی

سِیلان نام پیشین کشور سری لانکا است.سیلان یک زبان برنامه نویسی است.سَیَلان به معنی روان بودن یا روان شدن یک مایع است.سیلان (Silane) نام یک ترکیب شیمیایی با فرمول SiH4 است.wiki: ترکیب معدنی با فرمول شیمیایی SiH۴ است که آن را جزو گروه هیدریدی ۱۴ می نماید. سیلان یک گاز بی رنگ، قابل اشتعال و با بوی تند و زننده و تا حدودی شبیه استیک اسید است. سیلان به عنوان ماده متشکله سیلیکون عنصری کاربرد عملی دارد.سی...

مترادف و متضاد

جریان، روانی، ریزش ≠ رکود

۱. جریان، روانی، ریزش ≠ رکود
۲. روان شدن

flowing (اسم)سیلانflux (اسم)ریزش، مد، گداز، سیل، اسهال، سیلان، شار، گداختگی، تغییرات پی درپی، خون ریزشsap of ripe dates (اسم)سیلان...

واژه نامه بختیاریکا

از قرن 8 بزرگترین واحد ایل بختیاری از تیره تبدیل به طایفه گردید. چهارلنگ و هفت لنگ تعریف شد و از آن تاریخ تحولات زیادی در زمینه جغرافیا، تقسیمات بصورت مداوم بوجود آمد. بدین سبب هنوز اجماعی بر روی چارت بختیاری وجود ندارد. برآیند نظریات متعدد از میان کتب و ماخذ شفاهی بدین گونه می باشد. ( شاخه ) ( ط ) کیانرسی شامل تیره های هزاروند؛ عباسوند؛ لُر؛ گراوند؛ تدوی؛ گلاویوند؛ پادراز؛ قره باغی؛ سلیمو وند...

کلمات مرتبط

  • سیلان ویلان
  • سیلان بزاق
  • سیلان دم
  • سیلان ذهن
  • سیلان ایندیان
  • سیلان تپه
  • سیلان مینه سوتا
  • اسیل سیلان
  • الکوکسی سیلان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات