Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سیلاب

تلفظ بین المللی : /sˈejlɑb/ تلفظ :‌ [s'ejlAb]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب
  • سیلاب خیز
  • سیلاب دشت
  • سیلاب دشت فرسایشی
  • سیلاب دوانی
  • سیلاب رو
  • سیلاب کند
  • سیلاب گیر
  • سیلاب ناگهانی
  • سیلاب بهاری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

سیلاب . [ س ِ ] (اِخ ) دهی است جزو دهستان شیرامین بخش دهخوارقان شهرستان تبریز. دارای 464 تن سکنه . آب آن از چشمه . محصول آنجا غلات ، بادام ، انگور، شغل اهالی زراعت و گله داری است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).

سیلاب . [ ...

فرهنگ عمید

آب فراوان که بر روی زمین جاری شود، جریان سریع آب، سیل: ببند ای پسر دجله در آب کاست / که سودی ندارد چو سیلاب خاست (سعدی۱: ۹۸ ).

فرهنگ معین

( ~ . ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) نک سیل .

فرهنگ فارسی

آب سطحی که در نتیجۀ بارندگی شدید به مجاری آب وارد می‌شود

سیل . یا سیلاب آب . سیل آب . یا سیلاب ارغوانی . ۱ - خون روان . ۲ - لشگر غمزدگان . یا به سیلاب دادن . در سیل فرو بردن غرق کردن .
دهی است جزو دهستان شیر امین بخش دهخوارقان شهرستان تبریز .

دانشنامه عمومی

سَیلاب به معنی سیل ممکن است به یکی از موارد زیر نیز اشاره داشته باشد:سیلاب (بویراحمد)سیلاب (سلماس)سیلاب (قروه)سیلاب دیگر نامواژه برای هجاwiki: شهرداری تبریز واقع شده اند. اکنون با مسیر گشایی منطقه از طریق ٣٥ متری أیده لو که تا اتوبان پاسداران ادامه دارد منطقه سیلاب به یکی از شاهراه های عبوری منطقه مبدل شده است، این منطقه دارای هیأت های حسینی متعددی می باشد به طوری که شاه حسین گویان قدیمی متعددی در...

مترادف و متضاد

سیل، لور

هجا، بخش

spate (اسم)رگبار، سیل، سیلاب، طغیان رود، تعداد خیلی زیاد، هجوم بی مقدمهfloodwater (اسم)سیلابfreshet (اسم)سیلاب، شرشر، جوی اب شیرینflowage (اسم)مد، سیلاب...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] جریان سیلاب در دره ها و پیدایش کف، مثالی برای ماندگاری حق و ناپایداری باطل است.انزل من السماء ماء فسالت اودیة بقدرها فاحتمل السیل زبدا رابیا... کذلک یضرب الله الحق و الباطل. از آسمان آب فرستاد و هر رودخانه به اندازه خویش جاری شد، و آب روان کف بر سر آورد... خدا برای حق و باطل چنین مثَل زند.نافرمانی قوم سبافاعرضوا فارسلنا علیهم سیل العرم... اعراض کردند. ما نیز سیل ویرانگر را بر آنها فرستا...

فرهنگستان زبان و ادب

{storm water, storm water run-off} [مهندسی محیط زیست و انرژی] آب سطحی که در نتیجۀ بارندگی شدید به مجاری آب وارد می شود

کلمات مرتبط

  • سیلاب خیز
  • سیلاب دشت
  • سیلاب دشت فرسایشی
  • سیلاب دوانی
  • سیلاب رو
  • سیلاب کند
  • سیلاب گیر
  • سیلاب ناگهانی
  • سیلاب بهاری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات