سیر و سلوک. [ س َ / س ِ رُ س ُ ] ( ترکیب عطفی ، اِمرکب ) در لغت به معنی طی طریق و راه پیمودن و ریاضت کشیدن. || ( اصطلاح تصوف ) آداب و رسوم و کیفیت مقامات و احوال و چگونگی در طریقت است و ترقی زندگی روحی را به سفر و سیر تشیبه کرده اند. و از همه تشبیهات این تشبیه جامعتر است. صوفی که در طلب خدا پابه راه میگذارد خود را «سالک »، «راهرو» و «مرد راه »مینامد. سالک در طی طریق از همان لحظه ای که به راه میافت...
دانشنامه آزاد فارسی
سیر در لغت به معنای حرکت کردن و سلوک به معنای رفتن در راهی، و روش و رفتار در اصطلاح عرفا عبارت است از سیر در مراتب وجود به قصد وصول به کمال. سالک کسی است که تحت ارشاد و مراقبت پیر و شیخ، مراحل تهذیب و تصفیۀ نفس را می گذراند و در نهایت به مقام فنا نایل می آید. این طی مراحل را سیروسلوک می نامند. هرچند سالک در نهایت سیر خود به فنای در حق نایل می آید، اما سیر او با وصول به حق تمام نیست؛ سیر فی الله، س...
فرهنگ فارسی
در لغت بمعنی طی طریق و راه پیمودن و ریاضت کشیدن و در تصوف آداب و رسوم و کیفیت مقامات و احوال و چگونگی در طریقت است .
دانشنامه عمومی
سیر و سلوک .(ترکیب عطفی، اِمرکب) در لغت به معنی طی طریق و راه پیمودن و ریاضت کشیدن .(لغت نامه دهخدا) یعنی پیمودن راه و سیر، یعنی تماشای آثار و خصوصیات منازل و مراحل بین راهنبوحقیقت سیرو سلوک چیزی جز سفر نیست سفر به سوی کمال انسانی که همان عرفان و لقای الهی است. این سفر آگاهی هایی می طلبد و زمانی دارد و زبانی مبدئی دارد و مقصدی مقاطعی دارد و منازلی آدابی دارد و آفاتی مرکبی میطلبد و راکبی همراهانی د...