معانی کلمه : سیب چهر
لغت نامه دهخدا
سیب چهر. [ چ ِ ] ( ص مرکب ) از عالم پریچهر و گلچهر. ( آنندراج ). آنکه روی وی مانند سیب سرخ باشد. ( از ناظم الاطباء ) :
بدان سیب چهران مردم فریب
همی کرد بازی چو مردم بسیب.
بدان سیب چهران مردم فریب
همی کرد بازی چو مردم بسیب.
فرهنگ فارسی
از عالم پریچهر و گلچهر آنکه روی وی مانند سیب سرخ باشد
