Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سیاهک

تلفظ بین المللی : /siˈɑhak/ تلفظ :‌ [si'Ahak]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگستان زبان و ادب
  • سیاهک 1
  • سیاهک 2
  • سیاهک آشکار
  • سیاهک بدبو
  • سیاهک برگ پرچمی
  • سیاهک برگی برنج
  • سیاهک شاخی
  • سیاهک ناقص
  • سیاهک نیمه آشکار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

سیاهک. [ هََ ] ( ص مصغر ) بسیاهی زننده. متمایل به سیاه :
سیاهک بود زنگی خود بدیدار
بسرخی میزند چون گشت بیمار.
نظامی.
|| ( اِ مصغر ) آفت قارچی در گندم که دانه را سیاه کند. ( یادداشت بخط مؤلف ). بیماری در زعفران. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ عمید

۱. (کشاورزی ) نوعی آفت قارچی غلات که بیشتر در گندم و جو بروز می کند و خوشه و دانه را به گردی سیاه رنگ تبدیل می کند، قره جه.
۲. (صفت ) [قدیمی] سیاه رو، سیاه چهره.

فرهنگ معین

(هَ ) (اِمصغ . ) ۱ - سیاه کوچک . ۲ - قارچی است انگلی که نوعی از آن از تیرة اوستیلاژیناسه و نوع دیگرش از تیرة تیلتیاسه است ، اراقوا. ۳ - لیخنیس .

دانشنامه آزاد فارسی

سیاهَک (smut)
در گیاه شناسی، گروهی از قارچ های انگلی (← قارچ)، از راستۀ Ustilaginales. این قارچ ها گیاهان گل دار، به ویژه علوفۀ غلاتی، را آلوده می کنند.
wikijoo: سیاهک

فرهنگ فارسی

نوعی از آفت قارچی غلات که بیشتردرگندم وجوبروزکند۱ - سیاه کوچک . ۲ - قارچی است انگلی که نوعی از آن از تیره اوستیلاژیتاسه و نوع دیگرش از تیره تیلتیاسه است و هر دو نوع از رده پروتوبازیدیومیستها میباشند . نوع اول که به نام اوستیلاگو نامیده میشود گونه های مختلفش سیاهک گردی گندم و جو و یولاف و ذرت و غلاف دیگر را فراهم میکند و نوع دوم که به نام تیلتا نامیده میشود سیاهک سنگی غلات را به وجود می آورد . در س...

دانشنامه عمومی

سیاهک می تواند به موارد زیر مربوط شود:سیاهک که نام یک بیماری قارچی گیاهان است.سیاهک نام روستایی از توابع شهرستان حاجی آباد هرمزگان می باشدwiki: بندرعباس و ۴۰ کیلومتری از شهر حاجی آباد واقع شده است. حدوداً دارای ۱۰۰ خانوار جمعیت بوده و بیشتر اهالی به باغداری اشتغال دارند. تقریباً ۹۰ درصد اهالی شهرت دهقانی سیاهکی دارند.بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ آمار رسمی جمعیت روستا ۱۰۴ خانوار بوده است: کل جمعیت ۳۶۱ ...

گویش مازنی

/seyaahek/

فرهنگستان زبان و ادب

{melanosis, melanism} [علوم پایۀ پزشکی] اختلالی ناشی از تولید بیش از اندازۀ رنگدانۀ ملانین در بخش یا بخش هایی از پوست
{smut} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] بیماری ناشی از قارچ های راستۀ اوستیلاگی نالِس (Ustilaginales ) که در اندام های گیاه گَرد سیاه تولید می کند

کلمات مرتبط

  • سیاهک 1
  • سیاهک 2
  • سیاهک آشکار
  • سیاهک بدبو
  • سیاهک برگ پرچمی
  • سیاهک برگی برنج
  • سیاهک شاخی
  • سیاهک ناقص
  • سیاهک نیمه آشکار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات