معانی کلمه : سگسار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. سگ مانند، مانند سگ.
۲. آن که سری مانند سر سگ دارد.
۳. [مجاز] حریص و طماع، طمع کار.
۴. (اسم ) نام قومی افسانه ای با سرهایی شبیه سرِ سگ که محل زندگی آن ها را سگ ساران می گفتند.
۲. آن که سری مانند سر سگ دارد.
۳. [مجاز] حریص و طماع، طمع کار.
۴. (اسم ) نام قومی افسانه ای با سرهایی شبیه سرِ سگ که محل زندگی آن ها را سگ ساران می گفتند.
فرهنگ معین
(سَ ) (ص مر. ) ۱ - آن که سری شبیه به سگ دارد.۲ - مجازاً: حریص . ۳ - دنیا - پرست .
دانشنامه آزاد فارسی
سَگسار
در شاهنامۀ فردوسی، سِپهبُدی دلاور از غَرجِستان که در نبرد هَماوَن یار سپاه توران بود.
در شاهنامۀ فردوسی، سِپهبُدی دلاور از غَرجِستان که در نبرد هَماوَن یار سپاه توران بود.
wikijoo: سگسار
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
۱. سگوار، پاچهگیر
۲. سگسر
۳. آزمند، آزور، حریص، طماع ≠ قانع، خرسند
۴. دنیاپرست، مادی
