Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ سکون کردن

تلفظ بین المللی : /sˈokuːn kˈardan/ تلفظ :‌ [s'oku:n k'aRdan]
مترادف و متضاد
  • در ستون بستانکار وارد کردن
  • سکوت کردن
  • سکونت کردن
  • سکوی کربناتی
  • سکون
  • سکون گرفتن
  • سکون یافتن
  • سکون شناسی
  • حالت سکون
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

live (فعل)
زیستن، سکون کردن، منزل کردن، زندگی کردن، زنده بودن

bide (فعل)
تحمل کردن، در جایی باقی ماندن، در انتظار ماندن، بکاری ادامه دادن، بخود هموار کردن، سکون کردن

کلمات مرتبط

  • در ستون بستانکار وارد کردن
  • سکوت کردن
  • سکونت کردن
  • سکوی کربناتی
  • سکون
  • سکون گرفتن
  • سکون یافتن
  • سکون شناسی
  • حالت سکون
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات