سکو. [ س َ / س ُک ْ کو ] (اِ) تختگاه است و آن بلندی باشد که در دو طرف در کوچه و میان باغهای و پای درختهای بزرگ سایه دار سازند. (آنندراج ).
(سَ کّ) (اِ.) تختگاه ، پله مانندی که کنار در خانه یا پای درختان درست کنند.
(س ) (اِ.) چنگک ، ابزاری شبیه دست با چهار یا پنج شاخه که به وسیلة آن غله را به هوا می دادند تا دانه از کاه جدا شود.
← سکوی مشتزنی
محلی که در آن مسافر، پس از خرید بلیت، در انتظار سوار شدن به قطار بایستد
تکیه ای: taxtaxun
طاری: sekkü
طامه ای: sakku
طرقی: sekkü
کشه ای: sekkü / pela
نطنزی: sekku
مصطبه
پرشگاه
بنگاه، پاخره، تختگاه، صفه
۱. بنگاه، پاخره، تختگاه، صفه
۲. پرشگاه
۳. مصطبه
ستاوند