سکتة. [ س ُ ت َ ] (ع اِ) آنچه بدان بازدارند بچه و غیر او را و خاموش کنندش . || بقیه که در آوند بماند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).
جابهجایی تأکیدات در ضربهای موسیقی
(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) بازمان. "سکتۀ قلبی" به پارسی می شود "گِشمان" یا "دِلمان". سکتۀ مغزی" به پارسی می شود "مغزمان".
تکیه ای: sekta
طاری: sekta
طامه ای: sekta
طرقی: sekta
کشه ای: sekta
نطنزی: sekta
آسیب، لطمه
ایست(قلبی، مغزی)، فجاه
توقف، درنگ، سکوت، صمت، مکث، وقفه
۱. ایست(قلبی، مغزی)، فجاه،
۲. توقف، درنگ، سکوت، صمت، مکث، وقفه
۳. آسیب، لطمه