معانی کلمه : سکاف
لغت نامه دهخدا
سکاف. [ س َک ْ کا ] ( ع ص ) کفشگر. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
فرهنگ عمید
کسی که پیشه اش کفش دوزی است، کفشگر، کفشدوز.
فرهنگ معین
(سَ کّ ) [ ع . ] (ص . ) کفش دوز.
فرهنگ فارسی
کفشگر، کفش دوز، کسی که پیشه اش کفش دوزی است
( صفت ) کسی که کفش دوزی پیشه دارد کفش دوز .
( صفت ) کسی که کفش دوزی پیشه دارد کفش دوز .
