سکار. [ س ِ / س َ / س ُ ] ( اِ ) هرن آن را از ریشه «سکارنه [ » «گارمو» اوستایی ] به معنی زغال سوخته دانسته. ولی هوبشمان این وجه اشتقاق رامشکوک میداند. افغانی «اسکور» ( زغال ). رجوع به سکارو شود. ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ). زغال و انگشت باشد. ( ب...
فرهنگ عمید
۱. زغال افروخته. ۲. آتش. ۳. نان روغنی.
فرهنگ معین
(سِ یا سَ یا سُ ) (اِ. ) ۱ - زغال . ۲ - زغال افروخته .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - زغال . ۲ - زگال افروخته انگشت افروخته . نبیذ فروش نباذ