Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سپیدکاری

تلفظ بین المللی : /sepidkˈɑri/ تلفظ :‌ [sepidk'ARi]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • سفیدکاری
  • سپیدکار
  • قنات سپیداری فردوس
  • ذرات سپیدایی
  • سپهداری
  • سپیدار
  • سپیدایی
  • سپیدایی اَبر
  • سپیدایی سنج
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

سپیدکاری. [ س َ / س ِ ] ( حامص مرکب ) سپید کردن. عمل سپید کردن. گازری : بدست تو چو شفق تیغ سرخ روی و هنوزسپیدکاری روز و سیه گلیمی شام.ظهیر فاریابی ( از شرفنامه ). || سپید کردن. روشنی دادن. روشن بودن : شب چو نقش سیاه کاری بست روزگار از سپیدکاری رست.نظامی ( هفت پیکر ص 239 ). || منافقی. دورویی : یا باش دشمن من یا دوست باش ویحک نه دوستی نه دشمن اینت سپیدکاری.منوچهری.با همه سرزدگی و سیه رویی که از سپید...

فرهنگ معین

( ~ . ) (حامص . ) نیکوکاری ، درستکاری .

کلمات مرتبط

  • سفیدکاری
  • سپیدکار
  • قنات سپیداری فردوس
  • ذرات سپیدایی
  • سپهداری
  • سپیدار
  • سپیدایی
  • سپیدایی اَبر
  • سپیدایی سنج
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات