معانی کلمه : سپهر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
آسمان.
۱. آسمان، فلک.
۲. (موسیقی ) گوشه ای در دستگاه راست پنجگاه.
* سپهر برین: [قدیمی] آسمان نهم.
* سپهر زنگاری: [قدیمی] = * سپهر کبود
* سپهر کبود: [قدیمی] آسمان نیلگون: گر ز خود غافلم به باده و رود / نیستم غافل از سپهر کبود (نظامی۴: ۷۲۲ ).
۲. (موسیقی ) گوشه ای در دستگاه راست پنجگاه.
* سپهر برین: [قدیمی] آسمان نهم.
* سپهر زنگاری: [قدیمی] = * سپهر کبود
* سپهر کبود: [قدیمی] آسمان نیلگون: گر ز خود غافلم به باده و رود / نیستم غافل از سپهر کبود (نظامی۴: ۷۲۲ ).
فرهنگ معین
(س پِ ) [ په . ] (اِ. ) ۱ - آسمان . ۲ - فلک .
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: sepehr) آسمان ؛ (به مجاز) روزگار ؛ (در موسیقی ایرانی) گوشهای در دستگاه راست پنجگاه .
مترادف و متضاد
آسمان، سما، طارم، عرش، فضا، فلک، کیهان، گردون ≠ ارض، زمین
۱. آسمان، سما، طارم، عرش، فضا، فلک، کیهان، گردون ≠ ارض، زمین
۲. اقبال، بخت، طالع
۳. روزگار
