سپاه. [س ِ ] ( اِ ) از پارسی باستان «تَخمه سپاد» ، اوستا «سپاذه » ( قشون )، ارمنی عاریتی و دخیل «سپه » ، استی «افساد» و «افساد» ( مقدار بسیار، سپاه ، فوج )، پهلوی «سپاه » ( مجموعه لشکریان ). رجوع شود به اسپاه ، اسبه ، سپه. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). فوج و لشکر. ( آنندراج ). لشکر گشن و انبوه. اسپاه و اسپه از این لغت است. ( شرفنامه منیری ). جند. ( ترجمان القرآن ). جیش. ( دهار ). عسکر. قشون. لشکر. ...
فرهنگ عمید
۱. قسمتی از ارتش که شامل چند لشکر باشد. ۲. نیروی نظامی ثابتی در ایران که بعد از انقلاب اسلامی تشکیل شد. ۳. [قدیمی] لشکر، قشون: سپاه اندک و رای و دانش فزون / به از لشکر گشن بی رهنمون (ابوشکور: شاعران بی دیوان: ۱۰۵ ).
فرهنگ معین
(س ) [ په . ] (اِ. ) لشکر، قشون .
دانشنامه آزاد فارسی
سپاه (corps)آرایشی نظامی که از دو تا پنج لشکر تشکیل می شود. استعداد رزمی آن بین ۵۰هزار و ۱۲۰هزار نفر است. همۀ نیروهای سه گانۀ ارتش دارای سپاه اند. فرماندهی یک سپاه به عهدۀ سپهبد و یا در امریکا به عهده یک ژنرال سه ستاره است. دو سپاه یا بیشتر یک ارتش گروه را تشکیل می دهند.wikijoo: سپاه...
فرهنگ فارسی
سپه، لشکر، قشون، اسپه، قسمتی ازارتش، اسپاه ( اسم ) ۱ - واحدی از لشکریان ( قدیم ) لشکر قشون جیش . ۲ - واحدی نظامی شامل چند ( و معمولا سه ) لشکر هر ارتش شامل چند سپاه است .
دانشنامه عمومی
سپاه — یگانی راه کنشی که دارای تجهیزات و تسلیحات لازم برای اجرای عملیات رزمی است و از دو یا سه لشکر تشکیل می شود.Tsouras, P.G. Changing Orders: The evolution of the World's Armies, 1945 to the Present Facts On File, Inc, 1994. ISBN 0-8160-3122-3در تقسیمات نظامی، سپاه (به ترکی و فارسی افغانی: قول اردو؛ به ترکی استانبولی: Kolordu) نام یگانی است که از لشکر بزرگتر و از ارتش کوچکتر باشد. این یگان یک آر...