معانی کلمه : سوین
لغت نامه دهخدا
سوین . [ س َ ] (اِ) دیگ ، طبق ، کاسه ، کوزه و امثال آن مطلقاً و به عربی ظرف و انا راگویند. (برهان ) (جهانگیری ). مطلق ظرف . (فرهنگ رشیدی ) (آنندراج ). || آبدان سگ یعنی ظرفی که سگ در آن آب خورد. (فرهنگ رشیدی ) (برهان ) (آنندراج ).
فرهنگ عمید
۱. آوند، ظرف.
۲. کاسه.
۳. کوزه.
۴. دیگ.
۵. ظرف مخصوص آب خوردن سگ.
۲. کاسه.
۳. کوزه.
۴. دیگ.
۵. ظرف مخصوص آب خوردن سگ.
دانشنامه آزاد فارسی
سوئن
رجوع شود به:سین
رجوع شود به:سین
wikijoo: سوین
فرهنگ فارسی
دهی است جزئ دهستان گندوان بخش ترک شهرستان میانه
دانشنامه عمومی
(ترکی) شادباش.
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: se(o)vin) (ترکی) شادباش .
اسم: سوین (دختر) (ترکی) (تلفظ: se (o) vin) (فارسی: سوين) (انگلیسی: sevin)
معنی: شادباش، عشق و محبت، عشق، محبت، علاقه شدید
معنی: شادباش، عشق و محبت، عشق، محبت، علاقه شدید
