معانی کلمه : سوگیری
لغت نامه دهخدا
سوگیری. ( حامص مرکب ) نگهبانی و حمایت. یاری. اعانت. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
نگهبانی و حمایت و یاری و اعانت
هرگونه انحراف نظاممند یا خطای منظم در نتیجهگیری یا استنباط یا فرایندهای منتهی به این انحراف
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
جهتگیری، موضعگیری
طرفداری، جانبداری، جانبگیری
۱. جهتگیری، موضعگیری
۲. طرفداری، جانبداری، جانبگیری
protection (اسم)
حمایت، حفاظت، سایه، حفاظ، محافظت، حفظ، حراست، نیکداشت، تامین نامه، حجر، سوگیری
فرهنگستان زبان و ادب
{bias} [علوم سلامت] هرگونه انحراف نظام مند یا خطای منظم در نتیجه گیری یا استنباط یا فرایندهای منتهی به این انحراف
