معانی کلمه : سوگنامه
لغت نامه دهخدا
سوگنامه. [ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) نامه که در آن اوصاف ماتم و مرثیه ای نوشته باشد. ( آنندراج ). تعزیت نامه. ( ناظم الاطباء ) :
کس حرف سوگنامه کنعانیان نخواند
تا من قلم به سوگ تو کردم سیه نشان.رجوع به سوک نامه شود.
کس حرف سوگنامه کنعانیان نخواند
تا من قلم به سوگ تو کردم سیه نشان.رجوع به سوک نامه شود.
فرهنگ عمید
نامه ای که دربارۀ عزا و ماتم نوشته شود، تعزیت نامه.
فرهنگ فارسی
نامه که در آن اوصاف ماتم و مرثیه نوشته باشد تعزیت نامه
1. دراساس، اثر نمایشی منظومی که با به تصویر کشیدن تیرهروزی و نگونبختی شخصیتهای نامدار تاریخی یا اسطورهای در طی رویدادی کامل و مهم و جدی و بدفرجام در بیننده ترس و ترحم ایجاد کند 2.فیلم یا نمایشی که براساس اثر فوق به اجرا درآید
مترادف و متضاد
تعزیتنامه، رثائیه، مرثیه ≠ سرود
jeremiad (اسم)
نوحه سرایی، مرثیه، سوگواری، سوگ نامه
threnode (اسم)
مرثیه، سوگ نامه
فرهنگستان زبان و ادب
{tragedy} [سینما و تلویزیون، هنرهای نمایشی] 1. دراساس، اثر نمایشی منظومی که با به تصویر کشیدن تیره روزی و نگون بختی شخصیت های نامدار تاریخی یا اسطوره ای در طی رویدادی کامل و مهم و جدی و بدفرجام در بیننده ترس و ترحم ایجاد کند
2.فیلم یا نمایشی که براساس اثر فوق...
