معانی کلمه : سوسیالیسم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
نظریه ای که هدف آن تعدیل ثروت و درآوردن عوامل و وسایل تولید به مالکیت عمومی و تسلط دولت بر مؤسسات بزرگ اقتصادی و صنعتی و منابع طبیعی به نفع همۀ مردم و جلوگیری از جمع شدن سرمایه در دست اشخاص معدود می باشد.
فرهنگ معین
(سُ ) [ فر. ] (اِ. ) سیاستی است که بر اساس تقدم جامعه بر فرد و اولویت منافع و مصالح اجتماعی بر منافع فردی قرار گرفته است .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
آموزه یا سامانهای اجتماعی مبتنی بر فعالیت اقتصادی جمعی، با تأکید بر نقش دولت در هدایت خطمشیهای اقتصادی و سیاسی
دانشنامه عمومی
دانشنامه اسلامی
فرهنگستان زبان و ادب
{socialism} [باستان شناسی، علوم سیاسی و روابط بین الملل] آموزه یا سامانه ای اجتماعی مبتنی بر فعالیت اقتصادی جمعی، با تأکید بر نقش دولت در هدایت خط مشی های اقتصادی و سیاسی
