کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سوزن-زدن | کلماتور
معانی کلمه : سوزن زدن
تلفظ بین المللی :
/sˈuzan zˈadan/
تلفظ :
[s'uzan z'adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سوز زدن
سوزنزن
سوزنیدن
سوزن
سوزن انعطاف پذیر
سوزن بال
سوزن بان
سوزن دان
سوزن دستی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
سوزن زدن. [ زَ زَ دَ ] ( مص مرکب ) فروبردن سوزن در... ( یادداشت بخط مؤلف ). || دوختن. بشغل خیاطی مشغول بودن. ( یادداشت بخط مؤلف ). || با سرنگ مایعی را در بدن فروکردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) تزریق کردن تزریق .
مترادف و متضاد
inject
(فعل)
زدن، تزریق کردن، اماله کردن، سوزن زدن
کلمات مرتبط
سوز زدن
سوزنزن
سوزنیدن
سوزن
سوزن انعطاف پذیر
سوزن بال
سوزن بان
سوزن دان
سوزن دستی
نظرات