Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سوزمانی

تلفظ بین المللی : /sˌuːzemˈɑni/ تلفظ :‌ [s,u:zem'Ani]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • سوزانی
  • سوزانیدن
  • سوزانیدنی
  • فرهنگ سازمانی
  • اتش مرده سوزانی
  • تغییرات سازمانی دادن
  • حضور و غیاب سازمانی
  • سازمانی
  • سوزانیدن وخاکستر کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

سوزمانی. ( ص )زن تبه کار. لولی. لوری. کولی. غربال بند. قرشمال. چیگانه. غربتی. ( یادداشت بخط مؤلف ). || دشنامی است سخت بی ادبانه زن را. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ عمید

۱. بدکاره، روسپی.
۲. [قدیمی] کولی.
۳. [قدیمی] زن کولی.
۴. [قدیمی] طایفه ای از کولیان بیابان گرد.

فرهنگ معین

(زْ ) (اِمر. ) زن کولی .

فرهنگ فارسی

طایفه ای کولیان بیابان گرد
کولی، زن کولی، طایفهای ازکولیان بیابانگرد
دخترک آتش پاره .
زن تبه کار لولی کولی غربال بند قرشمال دشنامی است سخت بی ادبانه زن را

مترادف و متضاد

بدکاره، فاحشه، روسپی، جنده، سوزهمانی ≠ عفیف، نجیب


کلمات مرتبط

  • سوزانی
  • سوزانیدن
  • سوزانیدنی
  • فرهنگ سازمانی
  • اتش مرده سوزانی
  • تغییرات سازمانی دادن
  • حضور و غیاب سازمانی
  • سازمانی
  • سوزانیدن وخاکستر کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات