معانی کلمه : سورت
لغت نامه دهخدا
سورت . [ رَ ] (ع اِ) شرف . منزلت . || پاره ای از قرآن مجید. (غیاث ) (آنندراج ). رجوع به سورة شود.
فرهنگ عمید
۱. حدت، تندی و تیزی.
۲. شدت.
۳. سطوت.
۲. شدت.
۳. سطوت.
فرهنگ معین
(سَ یا سُ رَ ) [ ع . سورة ] (اِمص . ) ۱ - تندی ، تیزی . ۲ - شدت . ۳ - هیبت .
فرهنگ فارسی
شهر و بندریست در هندوستان در شمال بممئی که ۴۷۲٠٠٠ تن سکنه دارد آن بندریست تجاری .
حدت، شدت، سطوت، تندی وتیزی
( اسم ) هر یک از فصلهای یکصد و چهارده گانه قران مجید جمع : سور .
شرف و منزلت پاره از قر آن مجید
حدت، شدت، سطوت، تندی وتیزی
( اسم ) هر یک از فصلهای یکصد و چهارده گانه قران مجید جمع : سور .
شرف و منزلت پاره از قر آن مجید
دانشنامه عمومی
تندی و تیزی.
گویش مازنی
سوت
از دهستان سجارود بابل
از توابع دهستان بندپی بابل
/soret/ از دهستان سجارود بابل & سوت & از توابع دهستان بندپی بابل
مترادف و متضاد
سوره
جذبه، سطوت، هیبت
تندی، تیزی، حدت، شدت
اثر، اثرگذاری، تاثیر
۱. تندی، تیزی، حدت، شدت
۲. اثر، اثرگذاری، تاثیر
۳. جذبه، سطوت، هیبت
۴. سوره
