Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سودا داشتن

تلفظ بین المللی : /sˈoːdɑ dˈɑʃtan/ تلفظ :‌ [s'o:dA d'AStan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سواد داشتن
  • سود داشتن
  • سری سوا داشتن
  • دالتن مینه سوتا
  • سودا
  • سودا جا ی
  • سودا نمودن
  • سودا پختن
  • سودا پرستی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سودا داشتن. [ س َ / سُو ت َ ] ( مص مرکب ) اندیشه و خیال کسی یاچیزی را داشتن. خواستار و خواهان بودن : هرکه سودای تو دارد چه غم از سود و زیانش نگران تو چه اندیشه ز بیم دگرانش.سعدی.جانم از پختن سودای وصال تو بسوخت تو من خام طمع بین که چه سودا دارم.سعدی.طالب وصل تو چون مفلس و اندیشه گنج حاصل آن است که سودای محالی دارد.سعدی. || ارتباط و سروکار و معامله داشتن : نه کنون ربط به آن زلف چلیپا دارم من به این...

فرهنگ فارسی

اندیشه و خیال کسی یا چیزی را داشتن راست آمدن سودا

کلمات مرتبط

  • سواد داشتن
  • سود داشتن
  • سری سوا داشتن
  • دالتن مینه سوتا
  • سودا
  • سودا جا ی
  • سودا نمودن
  • سودا پختن
  • سودا پرستی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات