Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سود

تلفظ بین المللی : /sˈuːd/ تلفظ :‌ [s'u:d]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • سود امدن
  • سود بخشیدن
  • سود بردن
  • سود خوردن
  • سود دادن
  • سود داشتن
  • سود ناویژه
  • سود و زیان
  • سود ویژه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

سود. (فرانسوی ، اِ) (اصطلاح کیمیا) اکسید سدیوم که حاصل میشود از خاکستر نباتات بحری . (ناظم الاطباء).

سود. [ س َ وَ ] (اِ) سبد و آن ظرفی است که از چوبهای باریک و نرم بافند. (برهان ). سبد. (آنندراج ) (فرهنگ رشیدی ).

سود. (مص مرخم ، اِمص ) آسودن . زندگی کردن . مخفف آسود : من نیارم در جهان بی آب سودزآنکه زاد و بود من د...

فرهنگ عمید

اَسود#NAME?

ماده‌ای سفید، جامد، جاذب رطوبت، و سوزاننده که در آب با تولید حرارت حل می‌شود و در بیشتر خواص شبیه پتاس می‌باشد؛ سود سوزان.

۱. (اقتصاد) درآمدی که در معامله یا تولید نصیب فرد می‌شود.۲. [مقابلِ زیان] نفع؛ فایده.⟨ سود ناویژه: [مقابلِ سود ویژه] (اقتصاد) درآمدی که هزینۀ بهره‌برداری را از آن کسر نکرده باشند؛ سود ناخالص.⟨سود ویژه: [مقابلِ سود ناویژه] (اقتصاد) درآمدی که پس از هزینۀ ...

فرهنگ معین

[ په . ] (اِ. ) ۱ - فایده ، نفع . ۲ - ربح . ۳ - حاصل ، محصول . ۴ - فتح ، پیروزی .

فرهنگ فارسی

کشوریست در شمال اروپا درشبه جزیره اسکاندیناو میان نروژ و دریای بالتیک بمساحت ۴۵٠٠٠٠ کیلومتر مربع و دارای ۸۲۸٠٠٠٠ تن جمعیت پایتخت آن شهر استکهلم است و شهرهای مهم دیگرش عبارتند از : گوتبرگ مالمو نورکوپینگ هلسینگبرگ اوپسالا که از مراکز علمی و دینی و دارای دانشگاه معروفی است مذهب مردم پروتستان است . و همه سوئدیان خواندن ونوشتن را بلدند . حکومت سوئد مشروطه سلطنتی است و پادشاه رئیس قوه مجریه است . این ک...

دانشنامه عمومی

(فارس، جهرم، بخش خفر) کوزۀ آب.

سود ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:سود (اقتصاد)سود (حسابداری)سود (روستا)wiki: شهرداری در مجارستان است که در ناحیه واتس واقع شده است. سود ۱۴٫۳۸ کیلومتر مربع مساحت دارد.فهرست شهرهای مجارستانwiki: سود (مجارستان)...

گویش مازنی

نوعی آفت پنبه که سبب سوختن و خشک شدن برگ ها گردد و گیاه را ...

/sood/ نوعی آفت پنبه که سبب سوختن و خشک شدن برگ ها گردد و گیاه را به رنگ قرمز در آورد

گویش اصفهانی

تکیه ای: sud
طاری: süd
طامه ای: sud
طرقی: süd
کشه ای: sud
نطنزی: sud

مترادف و متضاد

محصول، حاصل، ثمره

استفاده، بهره، دخل، ربح، صرف، صرفه، عایدی، فایده، فرع، مداخل، منفعت، نتیجه، نزول، نفع

۱. استفاده، بهره، دخل، ربح، صرف، صرفه، عایدی، فایده، فرع، مداخل، منفعت، نتیجه، نزول، نفع
۲. محصول، حاصل، ثمره

gain (اسم)افزایش، حصول، استفاده، سود، منفعت، فایده، صرفه، نفع، بهره تقویت، غرضincrement (اسم)افزایش، ترقی، سود، توسعهuse (اسم)عادت، استفاده، تمرین، سود، منفعت، فا...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] بهره و ربح را سود گویند. به عبارت دیگر در آمد افزون بر سرمایه را سود گویند. از احکام آن در بابهای زکات، خمس، تجارت، شرکت، مضاربه و ودیعه سخن گفته اند.سود که در لغت عرب از آن به «ربح» تعبیر می شود، عبارت است از درآمد افزون بر سرمایه (رأس المال) که از راه تجارت و کسب به دست می آید.حکمسود یا مشروع است یا نامشروع.← سود مشروعبنابر قول برخی، چنانچه مالک با مالی که زکات بدان تعلق گرفته، قبل از...

واژه نامه بختیاریکا

بالا بید

کلمات مرتبط

  • سود امدن
  • سود بخشیدن
  • سود بردن
  • سود خوردن
  • سود دادن
  • سود داشتن
  • سود ناویژه
  • سود و زیان
  • سود ویژه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات