معانی کلمه : سوت زدن
لغت نامه دهخدا
سوت زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) صفیر برآوردن. هشتک زدن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) صفیر بر آوردن از دهان یا از سوت .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
صفیر کشیدن
داوری مسابقات کردن
سوتکشیدن، سوت به صدا درآوردن، در سوت دمیدن
۱. سوتکشیدن، سوت به صدا درآوردن، در سوت دمیدن
۲. داوری مسابقات کردن
۳. صفیر کشیدن
