کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سوار-اسب-چموش-شدن | کلماتور
معنی کلمه : سوار اسب چموش شدن
تلفظ بین المللی :
/savˈɑr ˈaːsb tʃˈamuʃ ʃˈodan/
تلفظ :
[sav'AR 'a:sb tS'amuS S'odan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سوار اسب کردن
سوار اسب صورتی
اسب سوار
اسب سوار حرفه ای
سوار بر اسب
بدل کاران اسب سوار
پرتره اسب سوار شارلکن
تندیس اسب سوار
سوار بر اسب سفید
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
prance
(فعل)
با تکبر راه رفتن، جفتک زدن، خرامیدن، سوار اسب چموش شدن، روی دو پا بلند شدن
کلمات مرتبط
سوار اسب کردن
سوار اسب صورتی
اسب سوار
اسب سوار حرفه ای
سوار بر اسب
بدل کاران اسب سوار
پرتره اسب سوار شارلکن
تندیس اسب سوار
سوار بر اسب سفید
نظرات