معانی کلمه : سهمگین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
خوفناک، ترسناک، ترس دار، ترس آور: سهمگین آبی که مرغابی در او ایمن نبودی / کمترین موج آسیاسنگ از کنارش درربودی (سعدی: ۱۲۲ ).
فرهنگ معین
(سَ ) [ په . ] (ص مر. ) = سهمگن : خوفناک ، ترس آور.
فرهنگ فارسی
ترسناک، خوفناک، ترس دار، ترس آور
( صفت ) ۱ - خوفناک سهمناک ترس آور مهیب .
( صفت ) ۱ - خوفناک سهمناک ترس آور مهیب .
مترادف و متضاد
ترسناک، خوفناک، دلهرهاور، دلهرهزا، مخوف، مهیب، وحشتانگیز، مهیل، وهمناک، هراسانگیز، هراسناک، هولناک
واژه نامه بختیاریکا
لورنا
