کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سهل-انگار | کلماتور
معانی کلمه : سهل انگار
تلفظ بین المللی :
/sahlˈɑneɡˌɑr/
تلفظ :
[sahl'Aneg,AR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سهل انگاری
سهل انگاری کردن
سهل انگاری در نماز
سهلانگار
سهلانگاری
سهلانگاری کردن
اب انبار سه تایی
اب انبار سه راه بندرعباس
سهل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
سهل انگار. [ س َ اِ ] ( نف مرکب ) آنکه کارها را آسان شمرد و بی اعتنایی کند. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
کسی که هر کار یا پیشامدی را آسان انگارد، آن که کاری را آسان شمارد و در آن دقت نکند، لاقید.
فرهنگ معین
(سَ اِ ) [ ع - فا. ] (ص فا. ) آن که همه چیز را آسان انگارد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آن که همه چیز را آسان انگارد لاقید لاابالی .
آنکه کاری را آسان شماردودر آن دقت نکند، لاقید
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
آسانگیر، بیمبالات، سهلگیر، مسامح، مسامحهکار، لاابالی، لاقید، ولنگار ≠ سختگیر، سور
lax (صفت)سست، شل، ول، اهمال کار، سهل انگار، لینت مزاجnonchalant (صفت)لا ابالی، مسامحه کار، اهمال کار، بی علاقه، بی حال، سهل انگارinconsiderate (صفت)بی پروا، بی فکر، بی ملاحظه، سهل انگار...
کلمات مرتبط
سهل انگاری
سهل انگاری کردن
سهل انگاری در نماز
سهلانگار
سهلانگاری
سهلانگاری کردن
اب انبار سه تایی
اب انبار سه راه بندرعباس
سهل
نظرات