معانی کلمه : سنگی
لغت نامه دهخدا
سنگی . [ س َ ] (اِخ )تیره ای از طایفه ٔ سهونی ایل چهارلنگ بختیاری . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 76).
فرهنگ عمید
۱. ساخته شده از سنگ.
۲. [قدیمی، مجاز] گران و ثقیل: اسیر بند شکم را دو شب نگیرد خواب / شبی ز معدۀ سنگی شبی ز دلتنگی (سعدی: ۱۷۸ ).
۲. [قدیمی، مجاز] گران و ثقیل: اسیر بند شکم را دو شب نگیرد خواب / شبی ز معدۀ سنگی شبی ز دلتنگی (سعدی: ۱۷۸ ).
فرهنگ معین
(سَ ) (ص نسب . ) ۱ - ساخته شده از سنگ . ۲ - باوقار.
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوبه به سنگ ۱ - ساخته از سنگ دیوار سنگی کاروانسرای سنگی . ۲ - با وقار سنگین .
تیره از طایفه سهونی ایل چهار لنگ بختیاری
تیره از طایفه سهونی ایل چهار لنگ بختیاری
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
بَردکی
