معانی کلمه : سنور
لغت نامه دهخدا
سنور.[ س َ ن َوْ وَ ] (ع اِ) خفتان از دوال بافته و تمامه سلاح هر چه باشد. (آنندراج ) (منتهی الارب ). چیزی باشداز پوست که درپوشند در جنگ . (یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ عمید
۱. (زیست شناسی ) گربه.
۲. (صفت ) مهتر، بزرگ.
۳. (زیست شناسی ) بیخ دم.
۴. (زیست شناسی ) مهره های گردن.
۲. (صفت ) مهتر، بزرگ.
۳. (زیست شناسی ) بیخ دم.
۴. (زیست شناسی ) مهره های گردن.
فرهنگ معین
(س نَُ ) [ ع . ] (اِ. ) گربه .
فرهنگ فارسی
گربه، مهتر، بزرگ، مهره های گردن، سنانیرجمع
( اسم ) گربه جمع : سنانیر .
خفتان از دوال بافته و تمامه سلاح هر چه باشد چیزی باشد از پوست که در پوشند در جنگ
( اسم ) گربه جمع : سنانیر .
خفتان از دوال بافته و تمامه سلاح هر چه باشد چیزی باشد از پوست که در پوشند در جنگ
دانشنامه عمومی
سنور به زبان کردی به معنی مرز بین دو اقلیم یا دوکشور ،
گویش مازنی
از توابع دهستان چهاردانگه ی سورتچی ساری
چوبی که با کندن روی آن و قرار دادن آن بر روی نهرهای زراعی،سهمیه ...
/sanoor/ از توابع دهستان چهاردانگه ی سورتچی ساری & چوبی که با کندن روی آن و قرار دادن آن بر روی نهرهای زراعی، سهمیه ی آب مزارع تعیین شود
فرهنگ اسم ها
اسم: سنور (دختر) (عربی) (تلفظ: sennor) (فارسی: سنور) (انگلیسی: sennor)
معنی: مهتر، بزرگ
معنی: مهتر، بزرگ
مترادف و متضاد
۱. پیشی، گربک، گربه
۲. مهتر
۱. ناحیه، اقلیم، سرزمین
۲. حد، قلمرو، مرز
