معانی کلمه : سنجار
لغت نامه دهخدا
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
بخش کوهستانی شمال شرقی سوریه که سکنه آن کردان یزیدی هستند . نهر خابور آنرا مشروب میسازدو آن جزوی از دیار ربیعه بود
بخش کوهستانی شمال شرقی سوریه که سکنه آن کردان یزیدی هستند .
بخش کوهستانی شمال شرقی سوریه که سکنه آن کردان یزیدی هستند .
