Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سنبل کردن

تلفظ بین المللی : /sˈonbol kˈardan/ تلفظ :‌ [s'onbol k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • سمبل کردن
  • سنبل
  • سنبل اباد
  • سنبل الطیب
  • سنبل الطیبیان
  • سنبل دمیدن
  • سنبل ایرانی
  • سنبل کوهی
  • سنبل ابادی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

سنبل کردن. [ سَم ْ ب َ ک َدَ ] ( مص مرکب ) در تداول عوام ، سرسری انجام دادن کاری را. اجرای امری بطور سطحی. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) سرسری انجام دادن کاری را اجرای امری به طور سطحی .

مترادف و متضاد

fumble (فعل)اشتباه کردن، سنبل کردن، من من کردن، لکنت زبان پیدا کردن، کورکورانه جلو رفتن، توپ را از دست دادنbungle (فعل)سرهم بندی کردن، سنبل کردن، ناشیگری، خطا کردنbotch (فعل)خراب کردن، سرهم بندی کردن، سنبل کردن، از شکل انداختن...

کلمات مرتبط

  • سمبل کردن
  • سنبل
  • سنبل اباد
  • سنبل الطیب
  • سنبل الطیبیان
  • سنبل دمیدن
  • سنبل ایرانی
  • سنبل کوهی
  • سنبل ابادی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات