سنار. [ س ُن ْ نا ] (ع اِ) گربه . (آنندراج ) (منتهی الارب ).
سنار. [ س ُ ] (اِ) زن پسر که عروس باشد و بترکی گلن خوانند و بهندی زرگر را گویند. (برهان ) (جهانگیری ).
سِنّاْر (sennar) در گویش گنابادی یعنی پول بی ارزش ، یک قرِان
صد دینار
از توابع دهستان بیرون بشم چالوس
(تلفظ: sonār) حوض آب ، آب تنک ؛ زنِ پسر که عروس شده باشد .