Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سمراء

تلفظ بین المللی : /samrˈɑ/ تلفظ :‌ [samR'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • ام سمراء
  • سمرا
  • سمراد
  • سمران
  • شیخ السفراء
  • سراء
  • سماء
  • سماءالدوله دیلمی ابوالحسن
  • سمراک
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

سمراء. [ س َ ] ( ع ص ) مؤنث اسمر. گندم گون. ( مهذب الاسماء ) ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). || ( اِ ) گندم آردی که نخاله آنرا جدا نکرده باشند. || شیردوشه از چرم. || شترماده. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(سَ ) [ ع . ] (ص . ) مؤنث اسمر، زن گندم گون .

کلمات مرتبط

  • ام سمراء
  • سمرا
  • سمراد
  • سمران
  • شیخ السفراء
  • سراء
  • سماء
  • سماءالدوله دیلمی ابوالحسن
  • سمراک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات