معانی کلمه : سلیقه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. ذوق برای انتخاب یا ترجیح چیزی.
۲. رسم.
۳. طبیعت، نهاد، سرشت.
۲. رسم.
۳. طبیعت، نهاد، سرشت.
فرهنگ معین
(سَ قِ ) [ ع . سلیقة ] (اِ. ) ۱ - طبع ، سرشت . ۲ - ذوق .
فرهنگ فارسی
نهاد، سرشت، طبیعت، رسم، ذوق، سلائق جمع
( اسم ) ۱ - طبع سرشت نهاد . ۲ - ذوق در انتخاب اشیا ( خانه لباس اثاثه منزل و غیره ) . ۳ - حس تشخیص خوبی و بدی در هنر و حسن انتخاب و احساس برتری و خوبی هنری ذوق جمع : سلایق سلائق.
( اسم ) ۱ - طبع سرشت نهاد . ۲ - ذوق در انتخاب اشیا ( خانه لباس اثاثه منزل و غیره ) . ۳ - حس تشخیص خوبی و بدی در هنر و حسن انتخاب و احساس برتری و خوبی هنری ذوق جمع : سلایق سلائق.
مترادف و متضاد
پسند، ذوق، مذاق
سرشت، طبع، نهاد
۱. پسند، ذوق، مذاق
۲. سرشت، طبع، نهاد
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
پسنده
واژه نامه بختیاریکا
بارت
