کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سلیط | کلماتور
معانی کلمه : سلیط
تلفظ بین المللی :
/sˈalit/
تلفظ :
[s'alit]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ام السلیط
ام سلیط
وادی سلیط
سلیطه
سلیطه گری
زن سلیطه
سلیطهگری
سلیطی
عوراء سلیطیه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
سلیط. [ س َ ] ( معرب ، اِ )بلغت یونانی روغن زیتون را گویند. ( برهان ). روغن زیتون و روغن کنجد و هر روغن که از حبوب گیرند. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ). رجوع به تحفه حکیم مؤمن شود. || ( ع ص ) تیز وتند از هر چیزی. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || درشت. || زبان دراز. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مدح است برای مرد و ذم است برای زن. ( ناظم الاطباء ). || مرد زبان دراز و ...
فرهنگ معین
(سَ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - فصیح ، تیززبان . ۲ - تیز و تند از هر چیز.
فرهنگ فارسی
فصیح، تیززبان، بان دراز، مدح برای زن ومرد
( اسم ) روغنی که از حبوب گیرند مانند روغن زیتون و روغن کنجد .
کلمات مرتبط
ام السلیط
ام سلیط
وادی سلیط
سلیطه
سلیطه گری
زن سلیطه
سلیطهگری
سلیطی
عوراء سلیطیه
نظرات