معانی کلمه : سلسله مراتب دل گسستگی
فرهنگ فارسی
فرایندی سلسلهمراتبی برای دلگسستن از چیزی که از کارهای ساده شروع میشود و به کارهای جسورانهتر میانجامد
فرهنگستان زبان و ادب
{detaching hierarchy} [اعتیاد] فرایندی سلسله مراتبی برای دل گسستن از چیزی که از کارهای ساده شروع می شود و به کارهای جسورانه تر می انجامد
