معانی کلمه : سلجوق
لغت نامه دهخدا
سلجوق . [ س َ ] (اِخ ) نام یکی از اجداد سلاطین سلجوقیه بود که نسب او به افراسیاب میرسیده و طایفه ٔ سلاجقه سلاطین عظیم ایشان بوده اند. (آنندراج ). پدر کلان پادشاهان سلجوقی باشد. (برهان ). رجوع به سلجوقیان شود.
فرهنگ فارسی
فرهنگ اسم ها
اسم: سلجوق (پسر) (ترکی)
معنی: نام جد خاندان سلجوقیان
معنی: نام جد خاندان سلجوقیان
واژه نامه بختیاریکا
از قرن 8 بزرگترین واحد ایل بختیاری از تیره تبدیل به طایفه گردید. چهارلنگ و هفت لنگ تعریف شد و از آن تاریخ تحولات زیادی در زمینه جغرافیا، تقسیمات بصورت مداوم بوجود آمد. بدین سبب هنوز اجماعی بر روی چارت بختیاری وجود ندارد. برآیند نظریات متعدد از میان کتب و ماخذ شفاهی بدین گونه می باشد. ( شاخه ) ؛ پبدنی؛ شاخه بابادی باب
