معانی کلمه : سقز
لغت نامه دهخدا
سقز. [ س َق ْ ق ِ ] (اِخ ) تیره ای از کلهر کردستان . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 62).
سقز. [ س َق ْ ق ِ ] (اِخ ) تیره ای از ایل بهارلو (از ایلات خسمه ٔ فارس ). (جغرافیای سیاسی کیهان ص 86).
فرهنگ عمید
مادۀ صمغی چسبناک که از تنۀ درخت بنه گرفته می شود و از آن اسانسی به دست می آید که از مخلوط آن با موم لاک درست می کنند.
فرهنگ معین
(سَ قِّ ) (اِ. ) صمغ ، صمغ درخت .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
صمغ گیاهی و جویدنی
/saghghez/ صمغ گیاهی و جویدنی
مترادف و متضاد
آدامس، انگم، رزین، صمغ، قندران، صمغ پسته وحشی
